سید الشهدای انقلاب سید علی حسینی خامنه‌ای

سید علی حسینی خامنه‌ای

سید علی حسینی خامنه‌ای (۱۳۱۸-۱۴۰۴ش) مشهور به رهبر شهید و امام خامنه‌ای، دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران و از مراجع تقلید شیعه بود. وی پیش از انقلاب اسلامی ایران در مبارزه با حکومت پهلوی فعال بود و به دلیل فعالیت‌های انقلابی مدتی را در زندان و تبعید گذراند. پس از انقلاب، مسئولیت‌های متعددی از جمله دو دوره ریاست‌جمهوری (۱۳۶۰-۱۳۶۸ش)، نمایندگی مجلس شورای اسلامی و امامت جمعه تهران را بر عهده داشت و در سال ۱۳۶۸ش به رهبری جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد و تا پایان عمر (اسفند ۱۴۰۴ش) در این جایگاه بود.
” نمی‌کَنم دل از این عرصۀ شقایق‌فام / کنار لاله‌رخان آشیانه می‌سازم / در آستان به خون خفتگان وادی عشق / برون ز عالم اسباب، خانه می‌سازم» « نَبْوَد روا که گیرم جا در حضیض پَستی / سِیلم که هستی خود از کوهسار دارم”

آیت‌الله خامنه‌ای دیدگاه‌های فقهی و سیاسی دارد؛ از جمله تحریم قمه‌زنی، حرمت توهین به مقدسات اهل‌سنت و منع استفاده از سلاح هسته‌ای، حمایت از جبهه مقاومت، مقابله با تهاجم فرهنگی، تأکید بر اقتصاد مقاومتی و راه‌حل مسئله فلسطین از طریق همه‌پرسی. وی جهاد را فراتر از عرصه نظامی دانسته و بر ضرورت جهاد تبیین تأکید دارد.

سید علی خامنه‌ای

وی به ادبیات و تاریخ معاصر علاقه‌مند است و با تخلص امین شعر می‌سراید. آثار وی شامل طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن، انسان ۲۵۰ ساله، غِنا و فلسطین است. تحصیل علوم دینی را از کودکی آغاز کرد، در حوزه‌های مشهد، نجف و قم به تحصیل و تدریس پرداخت و نزد اساتیدی چون امام خمینی و علامه طباطبایی شاگردی کرد.

آیت‌الله خامنه‌ای طی رهبری خود، پیام‌های سالانه به حج ارسال کرده، بر حمایت از وحدت مسلمانان، تقویت محور مقاومت، هدایت سیاست‌های خارجی و نظامی ایران، ایجاد و حمایت از مؤسسات پژوهشی و آموزشی حوزوی و ترویج فرهنگ اسلامی تأکید داشته است. او همچنین نامگذاری سال‌های شمسی و صدور بیانیه گام دوم انقلاب را برای ترسیم مسیر آینده نظام اسلامی انجام داده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در صبح روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ش/۱۰ رمضان ۱۴۴۷ق بر اثر حملات موشکی آمریکا و اسرائیل به مجموعه بیت‌رهبری به شهادت رسید.

جایگاه

سید علی خامنه‌ای مرجع تقلید شیعه است و دومین رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران بود. او پیش از انقلاب اسلامی ایران علیه حکومت پهلوی مبارزه می‌کرد. پس از تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران مسئولیت‌های مختلفی را بر عهده داشته است. دیدگاه‌ها و اندیشه‌های او به لحاظ جایگاهش در مقام رهبری جمهوری اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در ایران با عناوینی چون رهبر شهید، سیدالشهدای انقلاب اسلامی، امام شهید و امام خامنه‌ای شناخته می‌شود.

زندگی و خاندان

سید علی خامنه‌ای در ۲۹ فروردین سال ۱۳۱۸ش (۲۸ صفر ۱۳۵۸ق/ ۱۹ آوریل ۱۹۳۹م)، در مشهد زاده شد. پدرش سید جواد حسینی خامنه‌ای (درگذشت: ۱۳۶۵ش) مجتهد و دانش‌آموخته حوزه علمیه نجف، در مشهد به تدریس علوم حوزوی، و امامت مسجد صدیقی‌های بازار مشهد (مسجد آذربایجانی‌ها) مشغول بود. او همچنین از امامان جماعت مسجد گوهرشاد بود.

نسب آیت‌الله خامنه‌ای به سادات افطسی و سلطان سید احمد می‌رسد که با پنج واسطه از نوادگان امام سجاد(ع) است. امامزاده محمد که در تَفْرِش مدفون است، از اجداد او است.

سید حسین خامنه‌ای (درگذشت: ۱۳۲۵ق) از علمای مشروطه‌خواه و پدرزن محمد خیابانی، جد اوست. سید محمد خامنه‌ای (درگذشت: ۱۳۵۳ق) مشهور به پیغمبر و از علمای طرفدار مشروطه نیز عموی اوست.

نسب آیت‌الله خامنه‌ای از طرف مادر به محمد دیباج فرزند امام صادق(ع) می‌رسد. مادر او، خدیجه میردامادی (درگذشت: ۱۳۶۸ش) فرزند سید هاشم میردامادی (درگذشت: ۱۳۸۰ق) است.

شهادت

ترور آیت‌الله خامنه‌ای

آیت‌الله خامنه‌ای در ۹ اسفند ۱۴۰۴ش در حمله مشترک موشکی آمریکا و اسرائیل به بیت رهبری در ایران ترور شد و به همراه شماری از اعضای خانوده و کارکنان دفترش به شهادت رسید. این ترور با محکومیت گسترده مراجع تقلید در حوزه‌های علمیه نجف و قم مواجه شد و برخی از آنان، از جمله آیت‌الله نوری همدانی و جوادی آملی، با صدور بیانیه‌هایی جهاد علیه ایالات متحده و اسرائیل را واجب شرعی اعلام کردند. در پی این واقعه، مجلس خبرگان رهبری، سید مجتبی خامنه‌ای را به عنوان سومین رهبر نظام برگزید. هم‌زمان، نیروهای مسلح ایران در عملیات وعده صادق۴ مواضعی را در سرزمین‌های اشغالی و نیز پایگاه‌های آمریکا در امارات، کویت، بحرین، قطر، اردن و عربستان سعودی هدف قرار دادند. این رویداد، اعتراض‌ها و راهپیمایی‌های گسترده‌ای را در شهرهای مختلف ایران، عراق، پاکستان، یمن و شماری دیگر از کشورها به دنبال داشت.

پیش از این، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در جنگ دوازده‌ روزه اسرائیل با ایران در سال ۱۴۰۴ش، او را به ترور تهدید کرده بودند. در پی این تهدید، برخی مراجع تقلید شیعه هر رژیمی که به امت اسلامی یا رهبری آن تعرض کند را محارب دانستند. تجمع‌هایی در حوزه‌های علمیه نجف و قم برگزار شد و در بیانیه حوزه نجف آمده بود که هرگونه تعرض به رهبر ایران، به‌معنای اعلام جنگ با مسلمانان و خیانتی به ارزش‌های تمدن توحیدی است.

نسبت شعر و زندگی در شعرهای رهبر شهید

اما از شگفتی‌های این شعرها، مخصوصا وقتی همه را کنار هم مرور می‌کنیم این است: ما در این غزل‌ها سیر زندگی و چه‌بسا پیشبینیِ شهادت پرافتخار رهبر قهرمان و فداکار ایران را می‌بینیم. در غزل نخست پاسخ کسانی را می‌خوانیم که پس از شهادت ایشان گلایه می‌کردند چرا رهبری به کشوری دیگر، به شهری دیگر، دست‌کم به منطقه‌ای دورتر از دفتر عادی کار خود نگریخت؟! در غزل نخست که جزو آخرین شعرهای منتشرشدۀ رهبری است هم راز شهادت پرافتخار و شجاعانه و حماسی او را می‌بینیم، هم اشاره به عشق دیدار با خدا در او را، هم حکایت شوق او برای شهادت در راه خدا و هم رمز پیروزی او و سردارانش را در نبردهای گوناگون: «دلا ز معرکۀ محنت و بلا مگریز … تو از تبار دلیران خیبر و بدری / چو ذوالفقار و چو حیدر بزن صلا مگریز». در شعر دوم می‌گوید: «جان را هواى از قفس تن پریدن است» و می‌گوید: «از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان / بانگ جرس ز شوقِ به منزل رسیدن است». در شعر سوم و پنجم پاسخ کسانی را می‌بینیم که پس از شهادت او گفتند: چرا رهبر ایران در پناهگاه‌های امن سنگر نگرفت، وقتی از اواخر دی‌ماه تا این‌حد خطر حملۀ خونخواران آمریکایی جدی شد؟ چرا برای حفظ جان، خانه‌اش دور از مردم و درجایی دست‌نیافتنی نبود؟ : «نمی‌کَنم دل از این عرصۀ شقایق‌فام / کنار لاله‌رخان آشیانه می‌سازم / در آستان به خون خفتگان وادی عشق / برون ز عالم اسباب، خانه می‌سازم» و گفت: « نَبْوَد روا که گیرم جا در حضیض پَستی / سِیلم که هستی خود از کوهسار دارم». در شعر هشتم شوق او به صبح و گویی پیش‌گویی شور شهادت او در صبح را می‌بینیم، وقتی می‌گوید: «در صبحگاهان دریاب خود را» و می‌گوید: «با شب‌ستیزان دل همنوا کن / صبح است جانا شوری به پا کن!». در شعر چهارم گویی عمر دوبارۀ او و راه او را پس از شهادت می‌بینیم: «در لگدکوب حوادث جان دیگر یافتم / چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم» در شعرهای هفتم و نهم لحظاتی از رازمندی شخصیت او و الکنی و بیگانگی بلندگوهای دوست و دشمن در روایت او را می‌بینیم وقتی می‌گوید: «از ظن خویش هركس، از ما فسانه‌ها گفت» و می‌گوید: «من محرم راز دل طوفانی خویشم». و سرانجام در شعر نهم گویی در سطری حال هم‌میهنان او در این اسفند خونین به قلم رفته است: «سر بهار ندارند بلبلان بی تو».

متن کامل بهترین شعرهای رهبر شهید امت اسلام

1. دلا ز معرکۀ محنت و بلا مگریز

در اردیبهشت سال ۱۴۰۳ و در آستانۀ نخستین عملیات «وعدۀ صادق» (یعنی نخستین رویارویی مستقیم دفاعی ایران در برابر جنایات رژیم صهوینیستی) رهبری بیت دوم این شعر در یکی از سخنرانی‌هایش بدون اشاره به کیستی شاعر خواند و مدتی بعد متن کامل شعر منتشر شد:

دلا ز معرکۀ محنت و بلا مگریز
چو گردباد به‌هم پیچ و چون صبا مگریز

تو راست معجزه در کف، ز ساحران مهراس
عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز

تو موج غیرت و عزمی، ز بحر بیم مدار
حذر ز غرش طوفان مکن، ز جا مگریز

ز سست‌عهدی ایام دل‌شکسته مشو
نشانه باش چو پرچم، ز بادها مگریز

چو صخره باش و مکن تکیه جز به دامن کوه
به حق سپار دل خویش و از دعا مگریز

تو از تبار دلیران خیبر و بدری
چو ذوالفقار و چو حیدر بزن صلا، مگریز

به نوش‌خند منافق ز ره کناره مگیر
به زهرخند معاند به انزوا مگریز

چو ره به قبلۀ امن است، پایمردی کن
خطا مکن، ز توهّم به ناکجا مگریز

چو تیر، راهِ هدف گیر و بر هدف بنشین
ز کج‌روی به حذر باش و از خدا مگریز

«امین» خلق و امانت‌گزار یزدان باش
به صدق کوش و خطر کن، ز مُدّعا مگریز

2. خورشید من برآى که وقت دمیدن است

این یکی از مشهورترین شعرهای آیت‌الله خامنه‌ای است بدون اینکه نام شاعر به شعر پیوست شده باشد. یعنی این شعر را خیلی از دوست‌داران غزل فارسی شنیده بودند یا حتی از بر بودند ولی کمتر کسی می‌دانست سرایندۀ این غزل رهبر فرهیختۀ ایران است.

دل را ز بى‌خودى سرِ از خود رمیدن است
جان را هواى از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان
بانگ جرس ز شوقِ به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه بَر کنم
بارى علاجِ شوق، گریبان‌دریدن است

شامم سیه‌تر است ز گیسوى سرکِشت
خورشید من برآى که وقت دمیدن است

سوى تو اى خلاصۀ گلزار زندگی
مرغِ نگه در آرزوى پرکشیدن است

بگرفته آب‌ورنگ ز فیض حضور تو
هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی‌کنم
تقدیر غصّۀ دل من ناشنیدن است

آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی «امین» سزا لبِ حسرت‌گزیدن است

3. در آستان به خون‌خفتگان وادی عشق

از شعرهای بسیار گمنام و کم‌شنیده‌شده و البته زیبا و لطیف حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در سطرهایی یاد شهیدان به‌ویژه شهیدان جنگ دفاعیِ هشت‌سالۀ ایران را با خود دارد.

ز آه سینۀ سوزان ترانه می‌سازم
چو نی ز مایۀ جان این فسانه می‌سازم

به غمگساری یاران چو شمع می‌سوزم
برای اشک دمادم بهانه می‌سازم

پَر نسیم به خوناب اشک می‌شویم
پیامی از دل خونین روانه می‌سازم

نمی‌کنم دل از این عرصۀ شقایق‌فام
کنار لاله‌رخان آشیانه می‌سازم

در آستان به خون‌خفتگان وادی عشق
برون ز عالم اسباب، خانه می‌سازم

چو شمع بر سر هر کشته می‌گذارم جان
ز یک شراره هزاران زبانه می‌سازم

ز پاره‌های دل من شلمچه رنگین است
سخن چو بلبل از آن عاشقانه می‌سازم

چنین سر و دل و جان را به خاک می‌فکنم
برای قبر تو چندین نشانه می‌سازم

کشم به لجۀ شوریدگی بساط «امین»
کنون که رخت سفر زین کرانه می‌سازم

4. در لگدکوب حوادث عمر دیگر یافتم

 این شعر هم در سال‌های اخیر، یعنی سال ۱۴۰۲ منتشر شده است ولی ظاهرا مربوط به سال‌های قبل‌تر است.

از سر ره – تا غبار افشاند جان – برخاستم
چون الف در وصل جانان از میان برخاستم

غرق خون هر چند جام روزی‌ام چون لاله بود
از کنار خوان قسمت شادمان برخاستم

مقصد از سامان هستی مهر تابان تو بود
همچو شبنم چهره چون دادی نشان برخاستم

طاقت دم‌سردی دوران ندارم همچو گل
در بهار افکنده رخت و در خزان برخاستم

در لگدکوب حوادث جان دیگر یافتم
چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم

همچو بلبل با گرانجانان ندارم الفتی
طوطیان تا لب گشودند از میان برخاستم

صحبت شوریده حالان مایه شوریدگی است
با «امین» هر گه نشستم بی امان برخاستم

5. نبوَد روا که گیرم جا در حضیض پَستی

این شعر جزو آخرین شعرهای رهبر شهید است که در سال 1403 منتشر شده است. بیت یکی مانده به آخر شعر در دیدار شاعران سال گذشته توسط ایشان خوانده شد.

گامی به راه و گامی در انتظار دارم
سرگشته روزگاری پَرگاروار دارم

دلبسته‌ی امیدی در سنگلاخ گیتی
رَه بی‌شکیب پویم، دل بی‌قرار دارم

یک عمر می‌زدم لاف از اختیار و اینک
چون شمع، اشک و آهی بی‌اختیار دارم

گو ابرِ غم ببارد تا هم‌نشین عشقم
از غم چه باک دارم کاین غمگسار دارم

نبود روا که گیرم جا در حضیض پَستی
سِیلم که هستی خود از کوهسار دارم

سرشارم از جوانی هر چند پیر دهرم
چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم

از خاک پاک مشهد نقشی است بر جبینم
شادم «امین» که از دوست، این یادگار دارم

6. سر بهار ندارند بلبلان بی‌تو

این شعر جزو مشهورترین شعرهایی است که از رهبر شهید ایران منتشر شده است. رهبر عزیز که گویی خطاب به امام عصر سلام الله علیه سروده شده است و در آن اشاره‌ای به گوشه‌نشینی‌ها و خلوت‌های معنوی این انسان خدایی در مسجد جمکران دیده می‌شود.

دلم قرار نمی‌گیرد از فغان بی‌ تو
سپندوار ز کف داده‌ام عنان بی‌ تو

ز تلخ‌کامی دوران دلم نشد فارغ
ز جام عیش لبی تر نکرد جان بی تو

چون آسمان مه‌آلوده‌ام ز تنگدلی
پر است سینه‌ام از انده گران بی تو

نسیم صبح نمی‌آورد ترانۀ شوق
سر بهار ندارند بلبلان بی تو

لب از حکایت شب‌های تار می‌بندم
اگر امان دهدم چشم خون‌فشان بی تو

چو شمع کشته ندارم شراره‌ای به زبان
نمی‌زند سخنم آتشی به جان بی تو

ز بیدلی و خموشی چو نقش تصویرم
نمی‌گشایدم از بی‌خودی زبان بی تو

از آن زمان که فروزان شدم ز پرتو عشق
چو ذره‌ام به تکاپوی جاودان بی تو

عقیق صبر به زیر زبان تشنه نهم
چو یادم آید از آن شکرین‌دهان بی تو

گزارۀ غم دل را مگر کنم چو امین
جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو

7. من مَحرمِ راز دل طوفانی خویشم

این شعر قطعا مشهورترین شعر امام شهید و ظاهرا اولین شعری است که ایشان در دوران رهبری‌شان در دهۀ هفتاد در جلسه‌ای می‌خوانند. بیت چهارم شعر که تقریبا می‌شود گفت مشهورترین بیت شعر است توسط شاعر بزرگ معاصر زنده‌یاد دکتر «قیصر امین‌پور» در غزلی مورد تضمین و اقتباس قرار گرفته است؛ متن کامل شعر توسط خوشنویس بزرگ معاصر استاد «غلامحسین امیرخانی» در سال ۱۳۷۵ خوشنویسی شده است. همچنین این شعر در سال‌های گذشته توسط بعضی از خوانندگان خوانده شده است، از جمله «علیرضا قربانی»؛ هرچند ظاهرا با دستور رهبری در همان سال‌ها به دلیل همان فروتنی جلوی انتشار آثار صوتی با شعر ایشان گرفته شده است. در بیرون از مرزهای ایران نیز مهم‌ترین چهره موسیقی تاجیکستان زنده‌یاد استاد دولتمند خلف این غزل را در تصنیفی خوانده است.

سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم

در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش
چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم

لب باز نکردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم

یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری‌ست پشیمان ز پشیمانی خویشم

از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
شرمندۀ جانان ز گران‌جانی خویشم

بشکسته‌تر از خویش ندیدم به همه عمر
افسرده‌دل از خویشم و زندانی خویشم

هرچند «امین»، بستۀ دنیا نی‌ام اما
دلبستۀ یاران خراسانی خویشم

8. در صبحگاهان دریاب خود را

(از شعرهای بسیار کم‌شنیده‌شدۀ رهبر شهید ایران)

با شب‌ستیزان دل هم‌نوا کن
صبح است جانا شوری به پا کن

از ساغرِ صبح، جان می‌تَراود
جامی به دست آر کامی روا کن

در راه مقصود گامِ طلب نِه
سوی درِ دوست روی دعا کن

در صبحگاهان دریاب خود را
از صبحدم وام، نقدِ صفا کن

افشان به دل‌ها عطرِ گلِ عشق
بگذر به هر کوی کارِ صبا کن

از کارِ دل‌ها بُگشا گره‌ها
سرپنجۀ خویش مشکل‌گشا کن

رُو پاس میدار سعیِ کسان را
باری «امین» باش باری وفا کن…

9. از ظنّ خویش هركس، از ما فسانه‌ها گفت

شعر خاصی که رهبر شهید ایران با عنوان «مناجات ناشنوایان» در سال ۱۳۷۵ سروده است و در سال ۱۳۸۸ در روز جهانی ناشنوایان منتشر شده است.

ما خیل بندگانیم، ما را تو می‌شناسی
هر چند بی‌زبانیم، ما را تو می‌شناسی

ویرانه‌ایم و در دل گنجی ز راز داریم
با آن‌كه بی‌نشانیم، ما را تو می‌شناسی

با هر كسی نگوییم راز خموشی خویش
بیگانه با كسانیم ما را تو می‌شناسی

آیینه‌ایم و هرچند لب بسته‌ایم از خلق
بس رازها كه دانیم ما را تو می‌شناسی

از قیل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از این و آنیم ما را تو می‌شناسی

از ظن خویش هركس، از ما فسانه‌ها گفت
چون نای بی‌زبانیم ما را تو می‌شناسی

در ما صفای طفلی، نفْسُرد از هیاهو
گلزار بی‌خزانیم ما را تو می‌شناسی

آیینه‌سان برابر، گوییم هر چه گوییم
یک‌رو و یک‌زبانیم ما را تو می‌شناسی

خط نگه نویسد حال درون ما را
در چشم خود نهانیم ما را تو می‌شناسی

لب بسته چون حكیمان، سرخوش چو كودكانیم
هم پیر و هم جوانیم ما را تو می‌شناسی

با دُرد و صافِ گیتی، گه سرخوشی‌ست گه غم
ما دُرد غم كشانیم ما را تو می‌شناسی

از وادی خموشی راهی به نیک‌روزی‌ست
ما روزبه از آنیم ما را تو می‌شناسی

كس راز غیر از ما، نشنید بس «امینیم»
بهر كسان امانیم ما را تو می‌شناسی

10. مطروحه‌ها

مطروحه سنتی ادبی در انجمن‌های تخصصی شعر ایران در روزگاران گذشته بوده است. به این شکل که بزرگتری در آن انجمن مصرعی، بیتی یا بیت‌هایی را می‌سروده و مطرح می‌کرده و از شاعران دیگر می‌خواست با ادامۀ آن شعر طبع‌آزمایی و مشق شعر کنند. در دهۀ نود دوبار رهبری به درخواست شاعران مطروحه سرودند و موضوع هردو مربوط به جانبازان و روزگار جنگ و حماسه و دفاع از ایران بود.

مطروحۀ اول

این بیت شعر در سال ۱۳۹۰ خطاب به «جانبازانی که پس از عمری تحمل رنج جانبازی شهید می‌شوند» به عنوان مطروحه سروده شده است.

رندانه آخر ربودی جامی ز خمخانۀ دل
خونین چو برگ شقایق، رنگین چو افسانۀ دل

مطروحۀ دوم

سال ۱۳۹۵ نیز این شعر نخست در کنار حاشیۀ رهبری بر کتاب زندگی یک جانباز (میرزا محمد سلگی، کتاب آب هرگز نمی‌میرد) و سپس به عنوان مطروحه در جمع شاعران مطرح شد:

درنگی کرده بودم کاش در بزم جنون من هم
لبی تر کرده زان صهبای جام پرفسون من هم

هزاران کام در راه است و دل مشتاق و من حیران
که ره چون می‌توانم یافتن سوی درون من هم

دیدگاهتان را بنویسید